بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

467

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و رنج و رياضت علامت اينست كه بول زعفرانى و تيزبوى باشد و تشنگى غالب بود و لبهاى او سرخ باشد و بول بسيار نگاه نتواند داشت كه سخت گرم شود و دغدغه كند و از گذشتن آب مجرى را گاهى باشد و شهوت جماع غالب شود و قطن گرم بود علاج تعديل و تبديل بود بضد از اشربه و اغذيهء بارده رطبه جالبه و باستراحت در هواهاى سرد و تر باستعمال حقنها و ضمادها و طلاهاى خنك چنانچه در سوء المزاج اكثر اعضاى اشارتى بدان شده و چنار و بادرنگ به سركه خوردن نفعى نيكو دهد و اگر آن را نرم بكوبند و از لته مثال بپالائيدن و با ترنجبين بدستور سكنجبين سازند و صاحبها از ان خورند مفيد بود و گاه باشد كه در طلاى آن كافور اندكى داخل بايد كردن و فائده دهد و گرمى جگر و مراق را نيز اينجا اصلاح كردن صواب بود و آب سردتر ناشتا خوردن و بعد حمام در بستر سرد و برخفتن اكثر ازين منفعتها را محصل باشد سوء المزاج سرد سبب اين ضد اسباب گرمى بود و از بس زور كردن و جماع و حركت سوارى عنيف و آب سرد خوردن و بر زمين سرد سخت خفتن بسيار احداث اين كند علامت اين آنست كه بول سفيد باشد و شهوت جماع كم يا باطل گردد و پشت او همچو پشت پيران ضعف شود و در قوت و حركات و لبها سفيد باشد علاج تعديل و تبديل مزاج آن بود بچيزهاى گرمىفزا مناسب كرده و مداومت رس و كبسى و بلادر و معجون آن و حلواى مغز بادامچه كوهى و حلواى بارا و رس و معجون لسان العسافير كوفته و بعسل سرشته جمله آزموده‌اند و احتقان بشورباى سر بره و كبوتربچه بروغن بادامچه كوهى يا روغن جوز يا روغن پسته يا روغن بادام تلخ يا روغن نارجيل مفيد باشد و آنجا كه ماده بسبب اين سوء المزاجات شده باشد اول تنقيه آن بفصد و غيره بايد كردن انگاه اين علاجها لاغرى گرده سبب لاغرى و كم پيهى آن يا بسيارى جماع بود يا بسيارى خوردن گرميهاى گدازنده و مدرات و چيزهاى خشكى آورنده يا سوء المزاجى باشد خشك سرد يا گرم علامات اين لاغرى بدن باشد به جهت سريان جفاف آن بكند و ضعف پشت بود يا دردى اندك و انقطاع شهوت و جماع و سپيدى بول درد در ان و باشد كه قوت چشم ضعيف شود و صدع لينى مىباشد و بول نگاه نتواند داشتن و كمرگاه دائما سرد بود علاج آنجا كه سبب كثرت مباشرت بوده باشد از ان يا بايد ايستادن و استراحت جستن و چيزهاى مرطب مسمن از آنچه در بحث لاغرى مفرط گفته شده